الشيخ المنتظري
486
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و انديشه در راه شناخت خداوند كاربردى ندارد ، ولى مىتوان از راه عشق و مكاشفه به حقيقت ذات خدا و صفات او پى برد ! كه حضرت امير ( عليه السلام ) با اين جمله به جنگ آنها آمده كه از اين راه هم شناخت كنه ذات يا صفات خداوند ميسّر نيست . « وَغَمُضَتْ مَدَاخِلُ الْعُقُولِ فِى حَيْثُ لاَتَبْلُغُهُ الصِّفَاتُ لِتَنَاوُلِ عِلْمِ ذَاتِهِ » ( و اگر عقلهاى كنجكاو بخواهند از راههاى باريك وصف ناشدنى به كنه ذاتش برسند . . . ) « غَمُضَتْ » از مادّه « غمض » است ، راه غامض به معناى راه مخفى و باريك است . اين فعل نيز مانند دو فعل « حاول » و « تولّهت » در دو جمله قبل به وسيله « واو » عطف است بر « ارتمت » و اصل جمله چنين است : « و هو القادر الّذى اذا غمضت مداخل العقول . . . » . « مداخل » جمع « مَدْخَل » به معناى محلّ داخل شدن است ، « مداخل العقول » يعنى راههاى داخل شدن عقلها . « تناول » به معناى رسيدن است . مى فرمايد : خداوند جهان آن چنان قدرتمندى است كه عقول انسانها هر اندازه به گونه وصف ناشدنى باريك انديشى كنند تا حقيقت ذات خداوند را درك كنند و به كنه ذات او برسند ، خداوند آنها را باز مىدارد و نمىتوانند به مراد و مقصود خود برسند . حضرت در اين فراز از كلام خود به دو موضوع اشاره كرده است : يكى اين كه در جمله اوّل « ارتمت الاوهام » به ناتوانى درك قوّه وهم و خيال ، و در جمله دوّم « حاول الفكر » به ناتوانى قوّه عاقله ، و در جمله سوّم « تولّهت القلوب » به ناتوانى از راه عشق و مكاشفه اشاره فرموده و فهمانده است كه رسيدن به كنه صفات خدا با هيچ وسيله اى ممكن نيست . موضوع دوّم اين كه ابتدا عالمِ ملكوتِ خدا را گفته و بعد از عالم ملكوت عالم جبروت و بعد از آن عالم لاهوت و در اين جمله آخر هم عالم هاهوت را اشاره كرده است . ( 1 )
--> 1 - شرح عالم هاهوت در درس 120 ، زير عنوان « عوالم پنجگانه هستى » آمده است .